پات‌لاک جمعه

جمعه تو یکی از کلاس‌ها یه مهمونی برگزار شد به صورت پات‌لاک با حضور دانشجویان، اساتید و خانواده‌هاشون. من هم که صبح رفته بودم بدمینتون و بعد هم دو ساعت سر کلاس، رسیدم خونه خوابیدم و پاشدم شروع کردم به درست کردن سالاد مرغ و چون خیلی وارد نبودم به صورت دقیقه نودی حاضر شد (در این‌جا از خانم الهه کمالی‌ها به خاطر این پیشنهاد و دستورپخت آن تشکر می‌کنم!) و خودم رو رسوندم سر وقت. اون‌جا همه استادها بچه‌های قدونیم‌قدشون رو آورده بودن که وول می‌خوردن اون وسط. پس از مدت‌ها جیم گیلن رو دیدم که پسر چهار ماهه‌اش رو آورده بود که خیلی هم بامزه بود. کلی منو تحویل گرفت و گفت که در رابطه با این که می‌خواستی یه کاری با هم بکنیم (که من این‌جا درباره‌اش نوشته‌ام) یک مسئله‌ی خوب دارم که یک روز بیا برات توضیح بدم! و من هم کلی ذوق کردم و گفتم باشه می‌آم. یک نفر بامیه‌ آورده بود کلی (همون که ماه رمضونا می‌خورن)، و چون کسی نمی‌دونست چیه نمی‌خوردن ازش، و من کلی‌شو خوردم و خیلی هم خوشمزه بود. بعد هم نشستم با کریستینا، دانشجوی دیگه‌ی نیک، که هم‌زمان با من وارد دانشکده شده به صحبت کردن و او از وین می‌گفت که خیلی شهر خوبیه و ساختمونای قدیمی داره (مخصوصاً تو مرکز شهر) و در مقابل ساخت ساختمونای مدرن مقاومت می‌شه و خیلی با اتمسفرش حال می‌کنه چون تیریپش قدیمیه. هم‌چنین گفت مردم اتریش هم خیلی وقتا برای به کرسی نشوندن حرفشون تظاهرات می‌کنن ولی همیشه به خیر و خوشی ختم می‌شه! و گفت که بعد از تحصیل برمی‌گرده به اروپا برای کار، و جای دقیقش خیلی مهم نیست.

/ 0 نظر / 77 بازدید