سه هفته خارج از واترلو

برای شرکت در دو کنفرانس و یک مدرسهٔ تابستانی سه هفته خارج از واترلو بودم و تو این پست می‌خوام خلاصه‌ای از اتفاقات این سه هفته رو بنویسم.

SIAM Conference on Discrete Mathematics شاید بزرگ‌ترین کنفرانس در نوع خودش در رشتهٔ ریاضیات گسسته باشد که امسال در Halifax کانادا برگزار شد. چهار روز طول کشید و هر روز دو سخنرانی همگانی و هم‌چنین دو session با تعداد زیادی (بین ۸ تا ۱۰) parallel session داشت. من در روز دوم سخنرانی داشتم و دربارهٔ مسئله‌ای که سال گذشته حل کردم صحبت کردم. سخنرانی‌های همگانی به جز یکی، یا به کار من مربوط نبودند یا سرشون خواب بودم! آخه یکی‌شون ساعت ۸:۱۵ صبح بود و اون یکی ساعت ۲ یعنی بلافاصله بعد از نهار. اون یه دونه که خیلی باهاش حال کردم مال Dan Spielman بود (عکس پایین) که خیلی پرانرژی و هیجان‌انگیز بود و تصمیم گرفتم به یکی دو تا دیگه از سخنرانی‌هایش که در youtube وجود دارند گوش بدم.

دو تا از سخنران‌ها Ron Graham و Jack Edmonds بودند که نزدیک ۸۰ سال سن دارند و خیلی برام جالب بود که با این سن و سال هنوز انقدر شور دارند دربارهٔ ریاضی و می‌آن در کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند. من با Ron Graham چند کلمه‌ای صحبت کردم و ایشون رو آدمی گرم و اهل صحبت یافتم. در این کنفرانس با کمال تعجب فقط یه نفر دیگه از دانشکده‌مون رو دیدم و بیشتر با دوستانم از دانشگاه Ryerson بودم و با یه آدم جدید هم آشنا شدم به اسم میلان که از صربستان است و در Bell Labs کار می‌کند و پسر خون‌گرم و اهل معاشرتی بود و با هم کنار آب عکس گرفتیم.

 

شهر Halifax شهر نسبتاً کوچک (البته بزرگ‌تر از واترلو!) ولی زنده‌ای است و دم اقیانوس اطلس است و غذاهای دریایی خیلی رواج دارد و یکی از نمادهای شهر خرچنگ است. برخی ساختمان‌های شهر قدمت ۲۵۰ ساله دارند که در کانادا قدیمی به حساب می‌آیند. در این شهر چشم‌بادامی و هندی خیلی کم‌تر از بقیهٔ شهرهای کانادا دیده می‌شود و به نظر می‌رسد اکثر ساکنین کانادایی هستند. ساختمان بلند کم دارد و معماری‌ها سنتی است. هم‌چنین شهر کلیسا و قبرستان زیاد دارد که نشانهٔ مذهبی بودن مردمش است. کلاً از شهر و خلوتی‌اش و طبیعت‌اش راضی بودم و به نظرم جای خوبیه واسه زندگی. اینم عکسی از من و اقیانوس.

یک کنفرانس که دقیقاً بعد از آن در همین شهر برگزار شد اسمش بود Workshop on Algorithms and Models for the Web Graph و یک روز و نیم طول کشید. من در این کنفرانس هم دربارهٔ یک کار الگوریتمی که با سروش حسینی انجام داده‌ام صحبت کردم، و افتخار این را داشتم که chair سخنرانی‌ام Colin Cooper باشد. تم اصلی این کنفرانس مدل‌های ریاضی مختلفی بود که برای مدلسازی شبکه‌های بزرگ و نامنظم مثل اینترنت مطرح شده‌اند ولی برخی سخنرانی‌ها هم دربارهٔ مسائل الگوریتمی و ساختاری بود که در شبکه‌های این چنینی وجود دارند. اینم عکسی از یک پارک زیبا در Halifax به اسم public gardens.

مدرسهٔ تابستانی اسمش Probabilistic Combinatorics بود که در شهر Montreal کانادا برگزار شد. این طوری بود که ۱۱ نفر از آدم‌های برجسته در شاخه‌های مختلف ترکیبیات (و فرایندهای تصادفی) را آورده بودند و هر کدام بین ۳ تا ۸ ساعت کلاس داشتند در مورد موضوع خاصی صحبت کردند. برخی درس‌ها در مورد ترکیبیات و نظریهٔ گراف بود، یکی از درس‌ها الگوریتمی بود، و تعداد قابل توجهی از درس‌ها هم مربوط به فرایند‌های تصادفی مخصوصاً Markov Chains و Random Walks بود و این آخریا خیلی برای من جالب و مفید بود. کلاس‌ها در ۱۰ روز (طی دو هفته) برگزار شد و در ۷ روز اول از ۹ تا ۴:۳۰ کلاس داشتیم که حسابی خسته‌مان می‌کرد بود و در ۳ روز آخر از ۹ تا ۱ کلاس داشتیم. کلاس‌ها در دانشگاه مونترآل برگزار شد و من در خوابگاه همین دانشگاه مستقر بودم که اگرچه خیلی با کیفیت نبود، خوبی‌اش این بود که تا محل کلاس‌ها ۱۰ دقیقه فاصله داشت.

یکی از بهترین کلاس‌ها، کلاس random walks بود که Peter Winkler (عکس پایین) درس داد که بسیار معلم خوبی است و خیلی در انتقال مفاهیم مهارت دارد. زمان زیادی را به حرف زدن می‌گذراند و کمتر از فرمول‌های ریاضی استفاده می‌کند. هم‌چنین خیلی یواش و از پایه شروع می‌کند و در یک جلسه با مطالب زیاد دانشجویان را بمباران نمی‌کند و به تدریج سرعت را زیاد می‌کند. یکی از دوستان دورهٔ لیسانسم را در این کلاس‌ها دیدم و معلوم شد دانشجوی Winkler است و خیلی برایم جالب بود.

یکی دیگر از درس‌ها که برایم جالب بود درس discrepancy بود که مدرس‌اش Nikhil Bansal (عکس پایین) بود و به ویژه دربارهٔ الگوریتم‌های مربوطه صحبت کرد. من هفتهٔ پیش توی کنفرانس قبلی فهمیدم که اینا خیلی به یه مسئله‌ای که من مدتیه روش کار می‌کنم مربوطند و به علاوه کلاً این مسائل خیلی زیبا هستند و به شاخه‌های مختلفی ارتباط پیدا می‌کنند. با خود Nikhil هم رفیق شدم و و سر صبحانه‌ها چند مرتبه با هم حرف زدیم و خیلی براش جالب بود که من مقاله‌اش رو دیده‌ام.

اون‌جا هم آدم‌های مختلفی رو ملاقات کردم که از کشورهایی مثل فرانسه، برزیل، امریکا، هنگ‌کنگ، مجارستان و هند برای شرکت در این مدرسه آمده بودند و با یک پسر هنگ‌کنگی به اسم تونی حسابی رفیق شدم که در Caltech درس می‌خواند و بعد از کنفرانس برای دیدن دوستانش به واترلو آمد و این‌جا هم با هم رفتیم پارک و فریزبی بازی کردیم.

دیگه این که در مدتی که من برای این دوره در مونترآل بودم، فستیوال جاز سالیانهٔ مونترآل هم برگزار شد و من دو شبش رو رفتم و چند تا اجرا دیدم و در یکی از اجراها، نوازنده‌ای که به نظرم از اروپای شرقی بود، سازی می‌زد که خیلی شبیه سنتور بود. جالب‌ترین بخش سفر هم هواپیمایی بود که باهاش از مونترآل به واترلو برگشتم که خیلی کوچک بود و تنها گنجایش ۱۸ مسافر رو داشت.

/ 0 نظر / 40 بازدید