یه ضرب پی‌اچ‌دی

دیشب با یکی از دوستان که داره برای ارشد می‌آد واترلو چت می‌کردم، گفتم راضی‌ای که می‌آی واترلو؟ گفت آره، ولی یه کم دمغم که یه ضرب برای دکترا نمی‌آم. منم یه کمی باهاش حرف زدم و از مزایای این که یه ضرب پی‌اچ‌دی نیست گفتم. حالا گفتم حرفامو این‌جا هم بنویسم شاید به درد کسی خورد. البته واضحه که همه‌ی این حرفا هزار و یک اما و اگر و استثنا توش هست، و قرار نیست کسی رو قانع بکنه. ولی همین که یه تلنگری بزنه برام کافیه. اگه کسی نکته‌ای اضافه کنه یا انتقادی بکنه خیلی خوشحال می‌شم. اگه یه ضرب می رفتی پی اچ دی‬، باید می‌رفتی یه جا ۴-۵ سال زندگی می‌کردی. جایی که تابه‌حال ندیدی، نمی‌دونی شرایط زندگی توش چه جوریه، غربته، خانواده‌ات رو نمی‌تونی ببینی زودبه‌زود، شرایط آب و هوایی‌شو نمی‌تونی بفهمی (مثلاً سرمای زمستونای واترلو یا بارونای ونکوور رو تا کسی تجربه نکنه نمی‌تونه بفهمه یعنی چی). شهرتون ممکنه کوچیک و حوصله‌سربر باشه (مثل واترلو) یا بزرگ و شلوغ و پر از گدا و تبه‌کار باشه (آتلانتا)، که باز تا تجربه‌اش نکنی نمی‌دونی یعنی چی. یک دفعه ممکنه مجموعه‌ی دوستات ریفرش بشن، ممکنه نتونی دوستای جدید پیدا کنی، ممکنه ایرانی کم (یا زیاد) باشه، ممکنه از دوستای جدیدت خوشت نیاد، دلت برای دوستات تنگ می‌شه، شاید یهو تصمیم بگیری ازدواج کنی ولی ببینی اون‌جا آدم مناسب گیر نمی‌آد اصلاً. فشار درسی شاید اون قدر زیاد باشه که اصلاً تصمیم بگیری ادامه ندی (نسبت به ایران که واقعاً زیاده) و امثالهم. بنابراین اگه از همون اول برای ۴-۵ سال آینده‌ات برنامه‌ریزی نکنی بهتره.

حکم کلی نمی‌دم، فقط قبل از مهاجرت درباره‌ی این مسائل فکر کنید.

/ 0 نظر / 10 بازدید