معلمی

معلمی شغل جالبی است. البته سخت است، خیلی سخت‌تر از دانش‌آموزی، و از این که بشینی واسه خودت یه مسئله‌ی باز گیر بیاری و حل کنی. ولی برایم جذابیت خاصی دارد، و حس می‌کنم اقیانوسی است ناشناخته و هیجان‌انگیز که هیچ‌گاه جرأت نکردم (شایدم فرصتش پیش نیومد) مدت طولانی و خیلی رسمی درش غوطه‌ور بشم. بدم نمی‌آد یه روزی معلم بشم، برای یه مدت نه خیلی کم، یه جای درست‌حسابی. البته از تصحیح برگه متنفرم. به نظرم معلم‌هایی که عاشق این کار هستند، یک علاقه‌ی عجیبی دارند به این که به دیگران چیز جدید یاد بدهند. من قکر می‌کنم اون علاقه‌هه رو ندارم، فقط این کار برام جالبه، مثل یه چالش می‌مونه این که یه چیزی رو به یه عده یاد بدم. انگار ناخودآگاه دارم مسئله‌ی بهینه‌سازی «چگونه می‌توان این مطلب را به خوبی به اینا یاد داد؟» رو حل می‌کنم.

چیزی که باعث شد در این باره بنویسم این مطلب پوریا بود. به خیلی چیزها گریز زده، از جمله به این که علامه‌حلی سکوی پرشی شده برای پرتاب مدرس‌های خوب به مدارس پول‌دار و این که دولت از سمپاد حمایت نمی‌کند و آخرشم درباره‌ی آدم‌های عاشق تدریس نوشته.

/ 0 نظر / 5 بازدید